زبان عاميانه و زبان علمي
(تغيير معاني از زبان رسمي به زبان محاوره اي):
در جوامع مختلف و در فرهنگ هاي گوناگون معمولا دو نوع اصلي گويش و گفتمان وجود دارد:
1.گويش به زبان رسمي(formal language): اين دسته زبان اصلي و رسمي هر فرهنگ را شامل ميشود . نوشتن و سخن گفتن آموزشي هر كشور جزو اين دسته به شمار ميرود.
لازم به ذكر است كه زبان آكادميك و علمي هر كشور در دسته زبان رسمي و آموزشي آن قرار مي كيرد
2.گويش به زبان محاوره اي( in formal language):اين دسته زبان عاميانه هر فرهنگ و جامعه اي است كه مردم بدان تكلم ميكنند . در اين دسته غير رسمي بودن، و بي پرده سخن گفتن از جمله شاخصه هاي آن محسوب شده و شايد كمي صميمانه تر از نوع رسمي آن باشد
در هر جامعه و بستري از تعاملات روزمره غالبا كلماتي استفاده و به چشم ميخورد كه داراي ساختاري آكادميك و اصطلاحي علمي محسوب ميشود، اما از آنجا كه در بطن جامعه رواج يافته است دچار تغيير معني واژگاني شده و برداشت هاي متفاوت و- در بعضي مواقع -متناقضي از آن به گوش مي رسد. اين اصطلاحات كه در زبان عاميانه شايد تعبيري چون«قلنبه گويي » واين دسته اصطلاحات را به همراه دارد؛ گاهي آنقدر شيوع پيدا ميكند كه ديگر از آن فرهنگ عاميانه شده و با معنايي جداي از معناي اصلي آن هويت مي يابد.
در اين تحقيق كوتاه به بررسي بيست مورد از اين اصطلاحات و لغاتي ميپردازيم كه ابتدا در چارچوب زبان رسمي و فرمال قرار مي گرفته و اينك در دسته زبان محاوره اي دچار گشتار زباني،تغيير و يا كوچك شدن معنايي شده اند
1- سانسور: حذف و قيچي كردن بخش هايي از فيلم و متون كتاب ها كه به لحاظ اخلاقي منحرف محسوب ميشود
تعریف علمی: مراد از سانسور جلوگیری قدرت ( سیاسی، دینی یا جز اینها ) از بیان آشکار هر نوع عقیده ای که برای قدرت و برای نظام سیاسی یا اخلاقی ای که قدرت حامی آن است خطرناک انگاشته می شود
2- سمبل: به معنای الگو و نماد خوب نيكو محسوب ميشود.
تعریف علمی: سمبل بازنمای ساده،روشن و در خور شناسایی از یک امر و مساله پیچیده و مبهم است و برعکس گاهی هم نماینده ی امری به ظاهر(نه واقعا) ساده است یا احتمالا از امری ساده،مفهومی،پرتکلف و پیچیده ارائه می دهد.
3- تابو: چیزی كه حرف زدن در مورد آن زشت است و بي سرم و حيايي لتقي ميشود.
تعریف علمی: تابو نوعی منع سنتی-اجتماعی است و در تعدیل و تنظیم روابط اجتماعی مردم در جامعه های مختلف نقش بسزا داشته باشد.
4- مد: پدیده ای که بی بند و باری،بي قيدي ، ولخرجي و بي ثباتي را نشان ميدهد
تعریف علمی: مد را می توان به صورت شکل ها یا الگوهای غیر منطقی و ناپایدار رفتاری تعریف کرد که به طور مکرر در جوامعی به وجود می آید که دارای نمادهای پایگاه ثابت نیستند
5- طبقه ی اجتماعی:جايگاه و موقعيت شغلي و خانوادگي هر فرد در جامعه به لحاظ مادي و اجتماعي
تعریف علمی: مجموعه ی اشخاصی که در یک جامعه،ساختار و کارکردهای اجتماعی همسان،منافع و مصالح مشابه و شرایط تقریبا مساوی دارند.
6- بهنجار: درست، شايسته و مناسب اخلاق عمومي
تعریف علمی: بهنجار یا به قاعده به امری اطلاق کنند که تقریبا با استاندارد رفتار مناسب و اصل اساسی معمول و مورد نیاز هر جامعه هماهنگ و همگام باشد.
7- جامعه: تعدادی از افراد که در یک سرزمین مشخص زندگی می کنند كه داراي مشتركاتي نيز هستند
تعریف علمی: جامعه انسانی،شامل عده ای،گروهی یا گروه هایی از مردم است،که در جایی ساکن اند و دارای نهاد ها،سازمان ها،مقررات و قواعد، تاسیسات خاص اجتماعی،اعتقادات و ارزش ها و نیز روابطی هستند،امور ومسائل مشترک دارند،هدف یا هدف هایی را تعقیب می کنند و مشارکت شان ارادی و آگاهانه است و ارتباطات آنان منشا همه نوع فعالیت می گردد.
8- مهاجرت: نقل مکان افراد از يك مكان به مكان ديگر براي كار و يا مشكلات سياسي
تعریف علمی: به عمل انتقال از یک نقطه به نقطه ی دیگر،از یک کشور به کشور دیگر را به منظور استقرار و اسکان و اقامت،مهاجرت گویند.
9- فرهنگ: ارزش ها، اعتقادات و آداب و رسوم در یک جامعه را فرهنگ می گویند.
تعریف علمی: راه و رسم و وسائل زندگی که در میان اعضای یک جامعه رایج است و افراد جامعه به نحوی مستقیم یا غیر مستقیم،از طریق تعلیم و تربیت،آنها را،کم وبیش،از نسلی به نسل دیگر نقل می دهند و در این راه معمولا تغییر وتحویلی،گرچه ناچیزباشد هم در اجزاء و عناصر و هم به درجاتی در کلیت فرهنگ روی می دهد.
10- مشروعیت: عملی که از لحاظ اخلاق عمومي و اخلاق ديني جامعه درست و قابل قبول باشد
تعریف علمی: اعتبار قانونی یافتن و مورد قبول قرار گرفتن از جانب یکایک حکمرانان، نهادها و نهضت های سیاسی
11- جامعه شناسی: علمی که به مطالعه جامعه مي پردازد و كار سختي نيست و همه در مورد آن مي توانند صحبت كنند
تعریف علمی: جامعه شناسی به عنوان یکی از علوم اجتماعی و نیز ناظر و در رابطه با همه ی علوم اجتماعی،علم امور و پدیده های اجتماعی و رابطه های آن هاست و موضوع آن تشریح و تبیین منتظم امور اجتماعی است.
12- کودتا: انقلاب ناگهاني و دروني نيروهاي نظامي بر عليه حاكميت موجود
تعریف علمی: کودتا در اصطلاح به مفهوم وارد آوردن ضربه ای ناگهانی،بر ضد حکومت مستقر،در جهت ساقط کردن آن است. کودتا غالبا توسط عده ی معدودی یا گروهی منسجم از دست اندرکاران حکومت یا ارتشیان صورت می گیرد.
13- تقلید: تکرار عمل دیگران را تقلید می گویند. كه در ايران بار معنايي اسلامي نيز دارد.
تعریف علمی: تقلید در مطالعات انسانی و اجتماعی نوعی تکرار و تمرین کنش ها وعمل ها است که در مقابل آفرینش و اجتهاد قرار دارد.
14- دموکراسی: شرکت مردم در انتخابات را فقط نماد آن مي دانند و آنرا دروغ تلقي مي كنند
تعریف علمی: دموکراسی بر" حکومت مردم بر مردم" و نیز در نگرشی دیگر بر" حکومت مردم بر مردم و برای مردم " اطلاق می شود.
15- ایدئولوژی: مجموعه ی رفتار های یک فرد كه جنبه ي ارزشي و اعتقادي دارد
تعریف علمی: ایدئولوژی شامل مجموعه ای از اندیشه های سیاسی،حقوقی،اقتصادی،فلسفی دینی و اخلاقی است.
16 -سکولار: كسي كه نه خدا مي شناسد و نه دين و نه پيغمبر. ملحد از خدا بي خبر
تعريف علمي: زندگی ما دی و دنیوی که مذهب را زیاد دخالت نمیدهد و به طور كلي حوزه ي دين و سياست را جدا دانسته و در روند زندگي دنيوي ايدئولوژي تعريف ديگري دارد
17-انقلاب: به هر تغيير ناگهاني و معمولا آميخته با خشونتي اطلاق مي شود كه در يك جامعه روي مي دهد. كه معمولا همه فكر ميكنند با شورش و هرج و مرج و قتل و غارت همراه است.
تعريف علمي:در علوم اجتماعي اصطلاح انقلاب را براي توصيف دگدگوني تام در ساختار اجتماعي محفوظ نگه مي دارند (كودتا).
18-آداب: : تمام اخلاقيات و رفتارهاي درستي كه عدم رعايت آن زشت و بي فرهنگي محسوب ميشود . به آن بي ادبي و بي تربيتي گفته ميشود
تعريف علمي:اغلب براي اشاره به هرالگوي قاعده مندانه در امر تعامل به كار مي رود و در مردمشناسي هرگونه اعمال تشريفاتي كه از الگوهاي موضوعه پيروي مي كند و از طريق نماد ها منظور همگاني را مي رساند جزء اداب به حساب مي آيد.
20-اعتياد: معتاد كسي است كه به مواد مخدر معتاد باشد بدون در نظر گرفتن ساير موارد. معتاد غالبا به افرادي تلقي ميشود كه در گوشه و كنار خيابان ها افتاده اند و معلوم الحال در حال مرگ اند. كثيف و فقير هم هستند
تعريف علمي:در جامعه شناسي خود را وقف آداب نكوهيده كردن ، ابتلاي اسارت آميز به ماده اي ( مخدر) كه از نظر جسمي يا اجتماعي زيانبخش شمرده مي شود .