مرگ و پیرمرد نا بینا
ما چشممان کور بود
شما چرا در چاه افتادید «آقا»...!!
طرح:
کاراکتر اول:
جوانی ۲۴-۲۳ ساله ،با عصای سفید،تکیده و کمی سبزه، و موهایی کوتاه و عینک آفتابی سیاه طرح قدیمی، خوش رو و کمی شوخ طبع، یک ساعت بند چرمی ساده به دست راست
کاراکتر دوم:
پیرمردی سر حال، کمی چاق و چار شانه، ته ریش، کت شلوار و تسبیح و انگشتر عقیق و موهایی شانه شده، و کمی جدی
لوکیشن: کوچه باغ با انتهایی نا پیدا،درختان با شاخه سار زیاد،راه خاکی، و جویی کوچک..
اکشن(حرکت!) : قدم زدن پیرمرد نا بینا در کنار جوان بی خیال!!!
...........................................
پ.ن: مرگ نا آگاهانه درست مصداق واقعی زندگی نا آگاهانه است
پ.ن: زندگی نا آگاهانه دلیلی بر بروز مرگ نا آگاهانه نیست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 10:39 توسط
|