درد مشترک
اگر که مرگ از آن دست کارها بکند
مرا به دردترین درد مبتلا بکند
اگر که عشق بگیرد دو دست داغ مرا
که بعد در وسط کوچه ای رها بکند
نمی تواند هرگز، نمی تواند که...
نمی تواند ما را ز هم جدا بکند
....................................
پ.ن: گفتم که الف گفت دگر گفتم هیچ در خانه اگر کس است یک حرف بس است
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 22:41 توسط
|