طرح ..
کاراکتر اول:
زن،۳۰ ساله، با لباسی شبیه لباس خانگی،دامن و پیراهن و روسری و چادر گل دار ، دست راستش کیف پول که گره چادر زیر گلویش را نگه داشته و دست چپش دست یک دختر بچه سه ساله را گرفته است
کاراکتر دوم:
دختر بچه سه ساله، لباس دامن سر هم ،جوراب شلواری سفید و موهای بلند که از دو طرف سر بسته شده، ریز نقش و زیبا با کفشهای قرمز کمی شیطان در راه رفتن
کاراکتر سوم:
زن،۳۶ ساله، کمی ناسالم(به لحاظ عقلی) که خیلی به چشم نمی آید. همان سبک لباس خانگی و چادر گل دار تیره، دمپایی . کیف پول و زنبیل در دستش. موهای سفید و سیاهش از زیر روسری مشکی اش بیرو زده است
.....................
*
روز-بیرونی-کوچه
در یک کوچه باریک که یک طرفش ماشین پارک شده است و چند پسر بچه در حال بازی فوتبال هستند
(دوربین تیل شات .../ سه کاراکتر به سمت انتهای کوچه در حرکت هستند)
*
روز-بیرونی -بازار
لوکیشن: جایی شبیه بازار تره بار یا بازارچه تجریش که مسقف هست.شبیه بازاچه های قدیمی... صدای هیاهوی خرید(آمبیانس محیطی). دست فروش. چرخ حمل بار .
........................................................
*
زن اول: من یه کم تو این مغازه خرید دارم زهره خانم،یه دقیقه دست یاسمن رو بگیر گم نشه زودی بر می گردم
زن دوم: چشم،برو خیالت راحت
یاسمن: مامان بستنی میخوام
زن اول: (در حالیکه داره گیف پولش رو باز میکنه یه ۲۰۰ تومنی میده به زهره خانم)
بی زحمت از اون مغازه(اشاره با گردن و چشم)
بیا، بی زحمت براش یه بستنی هم بخر
زن اول داخل فروشگاه میشود و زند دوم دست کودک را سفت گرفته و در حال رفتن به سمت مغازه بستنی فروشی هستند.
(دوربین- تیل شات از دست کودک و دردست زن و حرکت به سمت سقف بازار.
حرکت دوربین به لانگ شات از پرواز پرنده ای آشیانه کرده از این سوی قاب به سمت دیگر)..
.
(زن اول رو به زن دوم با حالتی پر از تشویش و عصبانی)
زن آول: یاسمن کجاست؟ ..... زهره خانم بچه ام کو؟ گم اش کردی
(با لبخندی که از کند ذهنی شاید باشد.... و با لحنی بسیار منطقی و مناسب)
زن دوم:
نگران نباش، تو بستنی فروشی یه زن جوون کلی قربون صدقه اش رفت و نوازشش کرد. بعد گفت که من بچه دار نمی شم. کاش تو دختر من بودی. منم گفتم بیا.. یاسمن برای تو... مامانش یه بچه دیگه داره... پسره ... اما خوب بچه داره... اینو تو ببر که بچه نداری.. بعدش هم چون خجالت نکشه سرمو انداختم پایین و اومدم...
(حرکت دوربین از کلوزاپ زن اول به حالت تیل شات زن دوم و از میان هر دو زنی جوان با چادر مشکی که دست دختر بچه را گرفته و در حال دور شدن در انتهای قاب هستند)
........................
پ.ن: سادگی!!.... سادگی... سادگی...
