دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
لحظه لحظه می -چکد و می- رود و تو ... تمام می -شوی
آدم نمی تواند تا ابد کلیدی را در جیبش نگه دارد که به هیچ چیز نمی خود
نغمه های غمگین(داستان دختری که می شناختم)
جی.دی.سلنجر،
ترجمه امیر امجد و بابک تبرایی،تهران ،نشر نیلا،۱۳۸۷،ص۹۳
.........................................................
پ.ن۱: کارهایی است که انجام نمی دهیم ،مبادا فردا برایمان
ناپسند شمرده شود ...و همین سبب نابودی امروزت است
پ.ن۲:فردا؟؟ خداش بزرگ است... دم را غنیمت دان!
در 15:7 | | لينک به اين مطلب