تبليغاتX
قلم - انسان شناسی چیست؟
دوشنبه بیستم اسفند 1386
انسان شناسی چیست؟

قرار دادن عنوان :«انسان شناسی»هنوز موضوع مناقشه است.این رشته در ابتدا در اروپاشد.در اروپا به آن مردم شناسی (ethnology ) ودر آمریکا آنرا انسان شناسی (anthropology ) می خواندند.گرچه هنوز هم گاه با تساهل و تسامح آن دو را مترادف هم می گیرند ولی از جنگ جهانی دوم به بعد انسان شناسی قوت بیشتری گرفت.

زمان تولد این رشته در دنیا به نیمه دوم قرن 19 برمی گردد و در ایران منسوب به اوایل قرن 20 است.

مجموعه شرایط قرون 18 و 19 و تغییر اسطوره های سیاسی دنیا به دنبال انقلاب فرانسه،نقش مردم در مسائل مختلف اهمیت به سزایی یافت.خصوصا در امور سیاسی ،مشروعیت های آسمانی و اشرافی از بین رفت و مشروعیت،امری شد که از پایین به بالا تفویض می شد.همه این اتفاقات سبب شد تا جامعه شناسی و تا بخشی انسان شناسی در نیمه دوم قرن 19 به شکل منسجمی دست پیدا کند.

اگر بخواهیم به طور مختصر در مورد دلیل پدید آمدن رشته انسان شناسی توضیح دهیم باید متذکر شویم که برجسته شدن نقش مردم در جامعه،شناخت آنها ،خواسته ها و اعتقاداتشان به امری غیر قابل اجتناب بدل شد.دیگر «زور» اهرم حکومت نبود و جای خود را به ابزار «سلطه» داده بود که مفهوم پذیرش مردمی را در خود داشت.لازمه ایجاد و حفظ سلطه نیز شناخت مردم و استفاده از آن در جهت اعمال تغییرات مورد نظر ،بدون استفاده از خشونت همه جانبه بود.این مسئله هم شامل مردم جوامع استعمارگر و هم مستعمرات می شد.

جامعه شناسی ،مسئولیت بررسی این روابط را در جوامع به اصطلاح پیشرفته  پذیرفت و انسان شناسی ،رسالت تحقیق بر جوامع موسوم به ابتدایی را بر دوش کشید که شامل مستعمرات و بومیان  سرزمین های دور و ناشناخته می شد.

همکاری با استعمار! نسل اول انسان شناسان که به شدت تحت تاثیر آموزه های تطورگرایی بودند از شناخت جوامع ابتدایی به عنوان ابزاری برای استعمار و استثمار آنها استفاده کردند با این استدلال که اینگونه ،جوامع مذکور دارای فرهنگ می شوند و این به نفع خود آنهاست.

در مورد موضوع قابل بحث انسان شناسی ،طبق تقسیم بندی آمریکایی، انسان به دو صورت بررسی می شود:

 

در نگاه اول میتوان انسان را به مثابه موجودی زیستی بحث کرد: باستان شناسی و انسان شناسی زیستی در این گرایش مطرح می شوند.این دسته از انسان شناسان با بررسی فسیل های انسانی،تغییرات فیزیکی انسان را طی سال های متمادی بررسی می کنند و آنرا در ارتباط با رشد فرهنگی جوامع قرار می دهند.مثلا از وقتی که حجم مغز انسان به میزان مشخصی رسید او قادر به ابزارسازی و یا به عبارت دیگر فرهنگی شدن کرد.

دومین نگرشی که میتوان از آن یاد کرد،انسان به مثابه موجودی فرهنگی است. فرهنگ در این تعریف کلیه دستاوردهای مادی (ابزارها،دست ساخته ها و...) و معنوی(آداب و رسوم،ارزش ها،اسطوره ها و...) می شود.

انسان شناسی در بخش فرهنگی به شاخه های زیر تقسیم می شود: خویشاوندی،اقتصادی،سیاسی،دینی،ارتباطات،موسیقی،اوقات فراغت،هنر و ...

اما اگر بخواهیم در باب روش انسان شناسی نیز مطالب را عنوان کرده باشیم ،میتوان گفت که روش انسان شناسی ،مطالعه عمیق و کل گرایانه بر روی یک میدان تحقیق کوچک است. عمده روش های انسان شناسی «کیفی» است و شامل مصاحبه،مشاهده و مشاهده مشارکتی  می شود.

انسان شناسان معتقدند برای آنکه به عنوان مثال، سیستم اقتصادی یک گروه از مردم را مطالعه کنیم باید حتما از سیستم های خویشاوندی،مذهبی و سیاسی آنها نیز بدانیم.در این راستا مردم شناس ساختارگرا،لوی استروس تا آنجا پیش می رود که می گوید: « اگر همه چیز را درک نکنی نمی توانی هیچ چیز را توضیح دهی!» یک مثال ساده می زنم .پدیده قربانی و عید قربان در کشور ما در ظاهر یک تکلیف مذهبی است ولی اگر عمیق بررسی کنیم در  ورای آن، نوعی اقتدار برای فاعل مراسم که «حاجی» خوانده می شود، ایجاد می گردد. ما به خوبی خواهیم دید که گاه کارکرد دوم از کارکرد اول نیز مهمتر می شود.

بعد از جنگ جهانی دوم و پس از استقلال مستعمرات به تدریج تقسیم کار سنتی بین انسان شناسی و جامعه شناسی از بین رفت و انسان شناسان از ده کوره ها جوامع توسعه نیافته به تدریج قدم به جوامع توسعه یافته نیز گذاشتند.«انسان شناسی شهری» و« انسان شناسی توسعه» دو شاخه از مهمترین گرایشات جدید انسان شناسی هستند.

«انسان شناسی شهری» به بررسی جماعت های قومی ،خرده فرهنگ های کاری،سنی،جنسی،اوقات فراغت و.... در شهر می پردازد و «انسان شناسی توسعه» نیز بر انطباق توسعه بر فرهنگ تاکید کرده و نقش انسان ها و فرهنگ خاص آنها را در ساخت و سازها،شهرسازی،نمادپردازی ها و برنامه توسعه ای مورد تاکید قرار می دهد.

اما اگر بخواهیم در یک جمله انسان شناسی را معرفی کنیم،میتوان گفت که،یکی از شاخه های علوم اجتماعی است و تکیه آن بر مطالعه فرهنگ به عنوان عامل سازنده فرد و شکل دهنده اجتماع می باشد.

 

 

برگرفته شده از کتاب درآمدی بر انسان شناسی-کلود ریویر-ترجمه ناصر فکوهی

 

در 12:22 | | لينک به اين مطلب