تبليغاتX
قلم
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
چه كسى موتسارت را كشت؟

 

 

ارنست ويلهلم هاينه چهاردهم ژانويه 1940 در برلين به دنيا آمد. پس از گذراندن دوره ابتدايى و دبيرستان، در رشته تاريخ ادبيات آلمانى و معمارى مشغول به تحصيل شد. در همين دوره، سرپرستى يكساله عمليات ساختمانى در شهر آنكارا به او پيشنهاد شد كه براى تصميم گيرى بيش از يك روز وقت نداشت. او اين وظيفه را به عهده گرفت و پس از اتمام، مهندس ساختمان شد و بعدها باستان شناس و نويسنده.

به عنوان جهانگرد در عرض يكسال دهها هزار كيلومتر از گوشه و كنار دنيا را پشت سر گذاشت. پس از دوازده سال اقامت و كار در ژوهانسبورگ، سال هاى زيادى را در كشورهاى عربى به سر برد. در دوران اقامتش در آفريقاى جنوبى، به سال 1975 با برادرش كاباره يى سياسى ـ ادبى ـ انتقادى را پايه گذارى كرد كه آوازه طنز و انتقاد آن از محدوده آن كشور فراتر رفت. در كنار كار كاباره، نمايشنامه هاى راديويى و داستان هاى بسيارى نوشت كه اكثر آنها در روزنامه هاى آلمانى و انگليسى زبان به چاپ رسيدند.

هاينه تاكنون داستان هاى كوتاه بسيار و چندين رُمان نوشته است. در حال حاضر به عنوان مجرى آزاد راديو در ايالت بايرن مشغول به كار است.

آنچه را كه مى خوانيد بخشى است از كتاب داستانهايى براى دوستداران موسيقى كه بسيار جذاب و خواندنى است. در بخشى ديگر از اين كتاب «چه كسى سر از بدن هايدن جدا كرد؟» را مى خوانيم و داستانهاى ديگر اين مجموعه از سوى نشر لوح فكر منتشر خواهد شد. مطالب اين كتاب در واقع حقايقى هستند از زندگى موسيقى دانان مشهورى كه نامشان براى ما آشناست.

با اين همه به نكاتى برمى خوريم كه به راستى سؤال برانگيزند و در زندگينامه هاى اين هنرمندان هيچ اشاره يى به آنها نشده است. نويسنده تلاش كرده با اطلاعات دقيقى كه در اختيارمان مى گذارد، ما را به پرسش وادارد. به راستى باعث اصلى مرگ موتسارت كه بود؟

ارنست ويلهلم هاينه
مترجم على اسديان

مرداد 84 ـ برلين

 


ادامه مطلب
در 15:58 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386
جزوه درس انسان شناسی فرهنگی
 


 

دانشکده علوم اجتماعی

دانشگاه علامه طباطبایی 
 

جزوه درسی درس

انسان‌شناسي فرهنگي 
 
 

دكتر نعمت‌الله فاضلي

بهار 1386 
 

قابل توجه همه دوستان علاقه مند به درس انسان شناسی فرهنگی

جناب دکتر فاضلی

شما می توانید با کلیک  کردن دراینجا این جزوه را دانلود نمایید

در 12:24 | | لينک به اين مطلب
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
"زبان‌ها درخور توجه هستند" شعار سال 08 یونسکو

زبان و خط شاید به عنوان اصلی ترین ابزارهایی باشد که توانسته است جهان امروز را بدین گونه متکامل و دگرگون سازد و هر لحظه نیز بر سرعت آن بیفزاید . به راستی توجه به این میراث ارزشمند بشری که سازنده وقوام دهنده فرهنگ های کهن و نوین بشری است،آنقدر حائز اهمیت است که نمی توان از کنار آن به راحتی گذشت

انسانشناسی امروز مستلزم توجه باری بر این مسئله است ،چرا که بزرگترین عامل ارتباط میان انسان و محیط آکادمیک فرهنگی به طریق زبان منتقل میشود.

یونسکو اعلام کرد نيمي از 6700 زبان دنیا رو به زوال است و هر 15 روز یک زبان در دنیا از بین می‌رود.

به گزارش خبرگزاري شینهوا (چين) سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی سازمان ملل متحد  یونسکو در بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری (International Mother Language Day) اعلام کرد هر 15 روز یک زبان در دنیا از بین می‌رود. و بر همین اساس سال 2008 از سوي مجمع عمومي سازمان ملل به عنوان سال بين‌المللي زبان اعلام شده است.

 کارشناسان معتقدند96درصد از زبان ها تنها بوسیله 4 درصد از جمعیت کره زمین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

 


ادامه مطلب
در 11:10 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه بیستم اسفند 1386
انسان شناسی چیست؟

قرار دادن عنوان :«انسان شناسی»هنوز موضوع مناقشه است.این رشته در ابتدا در اروپاشد.در اروپا به آن مردم شناسی (ethnology ) ودر آمریکا آنرا انسان شناسی (anthropology ) می خواندند.گرچه هنوز هم گاه با تساهل و تسامح آن دو را مترادف هم می گیرند ولی از جنگ جهانی دوم به بعد انسان شناسی قوت بیشتری گرفت.

زمان تولد این رشته در دنیا به نیمه دوم قرن 19 برمی گردد و در ایران منسوب به اوایل قرن 20 است.

مجموعه شرایط قرون 18 و 19 و تغییر اسطوره های سیاسی دنیا به دنبال انقلاب فرانسه،نقش مردم در مسائل مختلف اهمیت به سزایی یافت.خصوصا در امور سیاسی ،مشروعیت های آسمانی و اشرافی از بین رفت و مشروعیت،امری شد که از پایین به بالا تفویض می شد.همه این اتفاقات سبب شد تا جامعه شناسی و تا بخشی انسان شناسی در نیمه دوم قرن 19 به شکل منسجمی دست پیدا کند.

اگر بخواهیم به طور مختصر در مورد دلیل پدید آمدن رشته انسان شناسی توضیح دهیم باید متذکر شویم که برجسته شدن نقش مردم در جامعه،شناخت آنها ،خواسته ها و اعتقاداتشان به امری غیر قابل اجتناب بدل شد.دیگر «زور» اهرم حکومت نبود و جای خود را به ابزار «سلطه» داده بود که مفهوم پذیرش مردمی را در خود داشت.لازمه ایجاد و حفظ سلطه نیز شناخت مردم و استفاده از آن در جهت اعمال تغییرات مورد نظر ،بدون استفاده از خشونت همه جانبه بود.این مسئله هم شامل مردم جوامع استعمارگر و هم مستعمرات می شد.

جامعه شناسی ،مسئولیت بررسی این روابط را در جوامع به اصطلاح پیشرفته  پذیرفت و انسان شناسی ،رسالت تحقیق بر جوامع موسوم به ابتدایی را بر دوش کشید که شامل مستعمرات و بومیان  سرزمین های دور و ناشناخته می شد.

همکاری با استعمار! نسل اول انسان شناسان که به شدت تحت تاثیر آموزه های تطورگرایی بودند از شناخت جوامع ابتدایی به عنوان ابزاری برای استعمار و استثمار آنها استفاده کردند با این استدلال که اینگونه ،جوامع مذکور دارای فرهنگ می شوند و این به نفع خود آنهاست.

در مورد موضوع قابل بحث انسان شناسی ،طبق تقسیم بندی آمریکایی، انسان به دو صورت بررسی می شود:

 

در نگاه اول میتوان انسان را به مثابه موجودی زیستی بحث کرد: باستان شناسی و انسان شناسی زیستی در این گرایش مطرح می شوند.این دسته از انسان شناسان با بررسی فسیل های انسانی،تغییرات فیزیکی انسان را طی سال های متمادی بررسی می کنند و آنرا در ارتباط با رشد فرهنگی جوامع قرار می دهند.مثلا از وقتی که حجم مغز انسان به میزان مشخصی رسید او قادر به ابزارسازی و یا به عبارت دیگر فرهنگی شدن کرد.

دومین نگرشی که میتوان از آن یاد کرد،انسان به مثابه موجودی فرهنگی است. فرهنگ در این تعریف کلیه دستاوردهای مادی (ابزارها،دست ساخته ها و...) و معنوی(آداب و رسوم،ارزش ها،اسطوره ها و...) می شود.

انسان شناسی در بخش فرهنگی به شاخه های زیر تقسیم می شود: خویشاوندی،اقتصادی،سیاسی،دینی،ارتباطات،موسیقی،اوقات فراغت،هنر و ...

اما اگر بخواهیم در باب روش انسان شناسی نیز مطالب را عنوان کرده باشیم ،میتوان گفت که روش انسان شناسی ،مطالعه عمیق و کل گرایانه بر روی یک میدان تحقیق کوچک است. عمده روش های انسان شناسی «کیفی» است و شامل مصاحبه،مشاهده و مشاهده مشارکتی  می شود.

انسان شناسان معتقدند برای آنکه به عنوان مثال، سیستم اقتصادی یک گروه از مردم را مطالعه کنیم باید حتما از سیستم های خویشاوندی،مذهبی و سیاسی آنها نیز بدانیم.در این راستا مردم شناس ساختارگرا،لوی استروس تا آنجا پیش می رود که می گوید: « اگر همه چیز را درک نکنی نمی توانی هیچ چیز را توضیح دهی!» یک مثال ساده می زنم .پدیده قربانی و عید قربان در کشور ما در ظاهر یک تکلیف مذهبی است ولی اگر عمیق بررسی کنیم در  ورای آن، نوعی اقتدار برای فاعل مراسم که «حاجی» خوانده می شود، ایجاد می گردد. ما به خوبی خواهیم دید که گاه کارکرد دوم از کارکرد اول نیز مهمتر می شود.

بعد از جنگ جهانی دوم و پس از استقلال مستعمرات به تدریج تقسیم کار سنتی بین انسان شناسی و جامعه شناسی از بین رفت و انسان شناسان از ده کوره ها جوامع توسعه نیافته به تدریج قدم به جوامع توسعه یافته نیز گذاشتند.«انسان شناسی شهری» و« انسان شناسی توسعه» دو شاخه از مهمترین گرایشات جدید انسان شناسی هستند.

«انسان شناسی شهری» به بررسی جماعت های قومی ،خرده فرهنگ های کاری،سنی،جنسی،اوقات فراغت و.... در شهر می پردازد و «انسان شناسی توسعه» نیز بر انطباق توسعه بر فرهنگ تاکید کرده و نقش انسان ها و فرهنگ خاص آنها را در ساخت و سازها،شهرسازی،نمادپردازی ها و برنامه توسعه ای مورد تاکید قرار می دهد.

اما اگر بخواهیم در یک جمله انسان شناسی را معرفی کنیم،میتوان گفت که،یکی از شاخه های علوم اجتماعی است و تکیه آن بر مطالعه فرهنگ به عنوان عامل سازنده فرد و شکل دهنده اجتماع می باشد.

 

 

برگرفته شده از کتاب درآمدی بر انسان شناسی-کلود ریویر-ترجمه ناصر فکوهی

 

در 12:22 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
جهانی شدن-1
 

 

 زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى...

 

جان ‌لنون:

در 15:16 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
محق ترین انسان های روی زمین....
Most people walk in and out of your life

......but FRIENDS Leave footprints in

 

---------------------

پ.ن: تقدیم به تمام کسانی که احساس میکنند محق ترین انسانهای روی زمینند!!

در 20:34 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386
عرفان و تغییر آدرس وبلاگ
یه دوستی دارم به اسم صالح
تو یه نشریه که با هم کار میکنیم اون گرافیستمونه و کلی با هم ماجراها داریم
داشتیم در مورد فلسفه زندگی و تفاوت معنویت و مذهب حرف میزدیم و نقش و تغییرات مذهب و نگرش بیان مکتبی عرفان بحث می کردیم. یه چیز جالب گفت که برای من خیلی قشنگ به نظر رسید . گفت من یه اصل فقط تو زندگی دارم و تنها به یه چیز معتقدم اونم
بی آزاریه...
 
خیلی خوبه ها این اصل؟اگه بهش دقت کنیم البته هر کسی تو یه سطحی متوجه این مفهوم میشه
من اولین کاری که کردم این بود که بیام آدرس ایم وب قبلی ام رو که سه سال بود به هم ریخته بود و فحش و نفرین همه رو در پی داشت رو عوض کنم و بیام اینجا.اینکه چرا سه سل پیش نکردم این بود به خودم مربوطه
(البته صادقانه اش میشه نمی دونم!!!)
یه تشکر به همه دوستان و بزرگان که هم در نامیرا و هم در قلم قبلی و هم اینجا کماکان لطف شون رو به بنده دارن
به هر حال این شد که من از اون نکته به اون بزرگی فهمیدم که باید وبلاگ عوض کنم


تغییر وبلاگ از آزار رساندن به بقیه میکاهد.
پس خوب است .
خوب ثواب دارد.
پس تغییر وبلاگ ثواب دارد
من همه شما رو به امر خیر دعوت میکنم
پس همه برید وبلاگاتون رو تغییر بدین و اینا..


در 9:29 | | لينک به اين مطلب
شنبه یازدهم اسفند 1386
پژوهشگران انگلیسی و مسئله ای به نام معجزه و شفا

 

 

 سخن گفتن از وجود غیرمادی سخن گفتن از هیچ است... من متقاعد و کاملاً مشغول به امور موجود هستم، بی آنکه خود را با چیزهایی که ممکن است باشند، اما من هیچ شاهدی بر بودن شان ندارم، عذاب یا شکنجه دهم.

 

همه ی ترس های ناشی از پیشداوری چاکرانه را از خود بزدا، ترس هایی که اذهان ضعیف را به کرنشی دون  وا می دارد. خرد را محکم بر صدر بنشان، و در باب هر امر و عقیده ی به محکمه ی خرد رجوع کن. حتی با جسارت وجود خدا را به پرسش بگیر؛ چرا که اگر خدایی باشد، باید خرد را بیش از ترس کورکورانه ارج نهد.

 (توماس جفرسون)

 

 


ادامه مطلب
در 21:17 | | لينک به اين مطلب
شنبه یازدهم اسفند 1386
حافظ هم رد صلاحیت شد

با توجه به اعتراض شخص موسوم به " خواجه حافظ شيرازي " بخاطر رد صلاحيت ايشان در انتخابات اخير جزاير لانگرهانس و حومه و با توجه به اصرار خود این شخص براي آشکار کردن اسناد عدم صلاحيت ايشان و همچنين لزوم شفافيت و روشنگري در جامعه تاريخ مدني اين جوابيه براي کنفت کردن اين آدم تهيه شده است.
خيلي از ما حافظ را مي شناسيم و به او احترام مي گذاريم غافل از اينکه پشت اين چهره به ظاهر مردمي و دموکرات چه غول کريه و مجموعه رذايلي پنهان شده است. با مرور پرونده اين مهره سوخته چهره قبيح و فاسد او به خوبي مشخص مي شود.اين شخص علاوه بر فساد کامل اخلاقي کارهاي بسياري را در همسويي با بيگانگان، همکاري با عناصر سلطنت طلب، اشاعه منکر، فساد مالي و ترويج افکار التقاطي انجام داده است.بررسي فساد اخلاقي او مجموعه بسيار مفصلي را مي طلبد که در اين کوتاه مجال آن نيست اکثرمطالب منتسب به ايشان موسوم به " ديوان " يا شرح مجالس لهو و لعب است و يا تحريک جوانان معصوم ما به کارهاي بي تربيتي و مصرف انواع مشروبات و مخدرات است.
با نگاهي اجمالي به اين کتاب نکات زير مشهود است:

مصرف ترياک و تحريک جوانان معصوم ما به اين کار:
 دل ما را که ز مار سر زلف تو بجست
 از لب خود به شفاخانه ترياک انداز


ادامه مطلب
در 1:43 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
خالق((پاك كن ها)) پاك شد

 

 

 

 

 

  

  

آلن روب گريه نويسنده تواناي فرانسوي كه به پدر رمان فرانسه نيز شهره بود،بدرود حيات گفت. روب-گريه» متولد 1922بوده و يکي از سردمداران رمان نو فرانسه به شمار مي رفت. از اين نويسنده تا کنون رمان هاي زيادي به فارسي ترجمه شده است که «جن» و «پاک کن ها» پرويز شهدي از جمله آنها است. از ديگر کتب ترجمه شده اين نويسنده به فارسي مي توان به «جام شکسته» ترجمه «خجسته کيهان» و «ماندگان» ترجمه «قاسم روبين» اشاره کرد. ضمن اينکه منوچهر بديعي نيز در حال ترجمه سه رمان از اين نويسنده بزرگ فرانسوي است.

روب گريه" علاوه بر آن‌كه نويسنده‌اي متبحر بود، در دنياي فيلم نيز فعال بود؛ او ابتدا به عنوان فيلم‌نامه‌نويس و سپس به عنوان كارگردان در هنر هفتم حضور يافت.

 

«پاك‌كن‌ها» معروف‌ترين و اولين رمان اوست كه در سال 1953 منتشر شد و داستان قاتلي است كه توسط يك كارآگاه كه مأمور تحقيق درباره‌ي او بود، به قتل مي‌رسد.

 

او در سري مقاله‌هاي خود در اوايل دهه‌ي 60، ايده‌ي "رمان نو" را مطرح كرد، كه بر اساس آن،‌ با غيرضروري دانستن طرح داستان، وقايع‌نگاري و داستان‌سرايي، اهميت بيش‌تر را به مفعول داستان مي‌داد؛ نه فعل و عمل انساني.

 

در سال 1958، رمان «حسادت» را نوشت كه روزنامه‌ي نيويورك‌تايمز، آن را يك "شاهكار فني و بدون نقص" ناميد.

 

"گريه" در عرصه‌ي سينما نيز فعاليت چشم‌گيري داشت، كه از جمله فيلم‌هاي او به «فناناپذير» (1963) و «مردي كه دروغ مي‌گويد» (1968) مي‌توان اشاره كرد.

 

آخرين رمان "گريه" سال گذشته با عنوان «يك رمان احساسي» به چاپ رسيد.

 

آخرين رمان «آلن روب-گريه»، با بسته بندي ويژه و دور از دسترس اطفال به فروش مي رسد. در اين رمان روب-گريه به «ساديسم» پرداخته است و بنا بر اظهارات کلود دوران، مدير انتشارات فايار، اين کتاب با بسته بندي پلاستيکي روانه کتاب فروشي ها خواهد شد تا اطفال نتوانند آن را در کتاب فروشي ها تورق کنند. اين کتاب پاييز امسال در فرانسه توسط انتشارات فايار منتشر مي شود. البته اين اولين بار نيست که آثار نويسندگان به اين صورت روانه بازار مي شود

او در زمان حيات، نشان لژيون دونور فرانسه را دريافت كرد و از سوي آكادمي فرانسه، به عنوان يكي از 40 شخصيت جاودانه انتخاب شد

دفتر نيكلاس ساركوزي رييس جمهور فرانسه در اطلاعيه اي كه به مناسبت درگذشت آلن روب گري يه منتشر كرد، نوشت: بي شك آكادمي زبان فرانسه شورشي ترين عضو خود را از دست داد. در اين اعلاميه آمده است با مرگ او بخشي از تاريخ روشنفكري و ادبي فرانسه از دست رفت.

 

 

 

در 18:41 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
در باب تخیل و فرا فکنی...

مقدمه

 

میشود...

چه طور ...،نمی دانم ،اما در دنیای معانی همه چیز امکان پذیر است. ابتدا در ذهن مجسم میکنی هر آنچه که در دنیای واقعی تجمسمش سخت است را ،آنگاه نوبت به پرداخت است.نوبت به تبیین میرسد. شرح می دهی برای ذهنت که چیست و چه میخواهد باشد و آنگاه شکل می گیرد آنچه که باید شکل بگیرد

.

تخیل دنیایی دارد به وسعت هر آنچه که میتوان در آن وارد و یا خارج کرد. جایی است که اندیشه  انتها ندارد و بدور از هر چه سانسور،هرچه تشویش  و هر چه مزاحمت های بیرونی می توان زیست کرد و تجربه زیسته به دست آورد...

شاید تعریف مفهوم تخیل بدین شکل کمی اغراق بر انگیز باشد اما به هرحال به گونه ای میتوان گفت که  تنها دنیایی  که در آن خالق و مخلوق در دستان آدمی است.

ادامه دارد...

در 18:3 | | لينک به اين مطلب